“امت” در قبال این کوتاهی چه پاسخی خواهد داشت؟!‬

شهریور ۲۵م, ۱۳۹۰

دانلودفیلم

از اینـــــــــــجا برای مردم سومالی کمک مادی ارسال کنید

strong>

تصاویر تکان دهنده مرگ تدریجی مردم مظلوم سومالی که توسط رسانه ها در سراسر جهان منتشر گردیده، قلب هر “انسانی” را جریحه دار می کند و عزمش را برای برداشتن قدمی در راستای خدمت به انان جزم! چه رسد به اینکه این انسان پیرو محمد(ص) و هم شیعه علی(ع) باشد! کدام محمد(ص)؟ همو که فرمود:

«یکى از برترین اعمال نزد خدا خنک کردن جگرهاى داغ است، و سیر کردن شکم‏هاى گرسنه، سوگند به کسى که جان محمّد در دست او است بنده ‏اى که شب سیر بخوابد و برادر- یا فرمود همسایه- مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است!  » بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۶۹

قصه سومالی اما روایتی دردناک است که امام خامنه ای از آن بعنوان”غصه بزرگ” یاد نمودند. غصه ای که ریشه در استعمار وهمچنین بی ثباتی حاکمیت این کشور دارد.حاکمیتی که سالها تحت سلطه غرب بوده است.

سالها غارت منابع این ملت توسط ایتالیا و انگلستان فلاکت را برای سومالی به ارمغان آورده است تا اینکه امروز اغلب مردم از طریق تولید «موز ، ماهی، احشام و پوست» امرار معاش می کنند که متاسفانه همه این موارد هم در برابر خشک سالی به شدت آسیب پذیر است!

جنگ های  داخلی چندین ساله در این کشور نیز زیرساخت های آن را روبه نابودی برده است و گروه هایی نظیر “الشباب” آرامش را از ملت سومالی به یغما برده اند.الشبابی که موسسه تحقیقاتی آفران در معرفی آن آورده است: «”الشباب المجاهدین” دارای گرایش های سلفی و از لحاظ تئوریک با “القاعده” و “سلفیان عربستان سعودی” هم جهت بوده و همچنین رهبران “الشباب” ارتباطات عمیقی با رهبران “القاعده” داشته و از سوی وهابیت عربستان سعودی حمایت مالی می گردند» +

و اما امروز …!  ۱۱میلیون سومالیایی که ۹۹درصدشان مسلمان هستند در کشور ۶۳۷هزار کیلومتری شان در انتظار کمک های جهانی، خصوصا دستان پر مهر پیروان پیامبری هستند که رحمتی برای عالمیان است!

امروز بر فراز گنبد خضرای محمد(ص) پرچمی سیاه بخاطر “رنج امت مظلوم” بر افراشته شده است. . امروز قلب حجت ابن الحسن برای ملتی که روزه های بی افطارش زبانزد جهانیان شد محزون است…!

آری اینجا سومالی، محل اجتماع یک میلیون کودک در معرض خطر مرگ است. صدای ما را از مرکز گرسنگی و توکل به حضرت حق! می شنوید. اینجا زنان و دختران با شکم های گرسنه هم دست از حجابشان بر نمی دارند.

براستی ما پیروان چه کسانی هستیم؟! آیا می دانیم که امام معصوم مان به فقرای یهودی هم کمک می کرد؟! اگر امروز پیامبر رحمت تصاویر “خوردن خاک” توسط کودکان سومالی را می دید چه می فرمود؟! آیا امت به تکلیف خود در این برهه عمل نموده است؟ مگر نه اینکه ولی فقیه در زمان غیبت زمام دار امور مسلمین است!، آیا بغض رهبری بخاطر مردم پاکستان و تاکیدات چندین باره شان درخصوص مردم سومالی حجت را بر ما تمام نکرده است؟

در بحرانی بودن وضعیت سومالی همین بس که برخی رسانه ها از قاچاق اعضای بدن برخی کودکان آن به سرزمین های اشغالی فلسطین خبر داده اند، برخی مادران سومالیایی از بیم جنایات صهیونیست ها از انتقال فرزندانشان به بیمارستان جلوگیری می کنند…

این ها تنها بخشی از آن چیزی است که هم اکنون در سومالی، قتلگاه کودکان مظلوم مسلمان درحال جریان است و ما …

کلام آخر، بزرگی می گفت:« هرکس ندای یاری طلبی مسلمانی را بشنود و او را یاری نکند مسلمان نیست!»

پس بسم الله… به اینـــــــــــجا وارد شوید و در قسمت “نیت خیر شما” گزینه آخر یعنی “کمک به قحطی زدگان سومالی” را انتخاب کنید و…

ارسال شده در دلنوشته | نظرات (۱۴)

چه کسی نماینده شهدا در کمیته وحدت اصولگرایان است؟!

مرداد ۲۲م, ۱۳۹۰

می گویند این یکی منصب دارد و باید نماینده مستقل داشته باشد، آن یکی ستادهای انتخاباتی اش فعالیت داشته اند و باید نماینده مستقل داشته باشد!

چه کسی نماینده شهدا در کمیته وحدت اصولگرایان است؟

از آن نوجوان ۱۴ ساله  پرسیدند تو در جنگ چه کرده‌ای ؟ گفت: «البته ما کاری نکرده‌ایم، ما ضعیفیم … هرچه هست کار خداست.»

ارسال شده در سیاست نامه | نظرات (۸)

شرط حسین شریعتمداری برای عکس یادگاری!+عکس

مرداد ۱۴م, ۱۳۹۰

از سمت راست: اسماعیل معنوی-حسین شریعتمداری-ارسلان ظاهری بیرگانی

چندی پیش حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان به دعوت حجت الاسلام حاجتی برای سخنرانی در جلسه حدیث کساء به اهواز آمد .

جلسه حدیث کساء محفل بچه ولایتی های خوزستان است که هرماه میزبان یکی از شخصیت های برجسته اصولگراست. قبل از شروع برنامه این ماه جلسه هماهنگی امور برگزار شد و قرار شد ما از فرودگاه تا فرودگاه همراه  میهمان ویژه این جلسه باشیم! در این دوازده ساعتی که در کنار شریعتمداری بودیم نکات جالبی در شخصیت وی دیدم که در کمتر کسی قبلا دیده بودم.

*با دوست عزیزم ارسلان ظاهری بیرگانی که قرار است بعدا پستی درموردش بزنم از حاج حسین خواستیم که عکسی به یادگار بیاندازیم، شریعتمداری برای عکس یادگاری شرط جالبی گذاشت، گفت: به شرطی که اگه با من عکس گرفتین روز قیامت زیرش نزنین! / گفتم: اتفاقا عکس رو برای همون موقع میخوایم!

*خیلی صمیمی و خودمانی احوالپرسی میکرد و همه را تا جاییکه که می توانست با اسم صدا می زد حتی اسم آبدارچی ساختمان را هم از من پرسید و به اسم از او بخاطر زحماتش تشکر کرد.

*جمعی از دوستان برای دیدار با حاج حسین قبل از شروع برنامه به ساختمان ما آمده بودند و طبیعتا کمی جلوی درب اتاق کفشها بهم ریخته بود، یکی از دوستان از روی علاقه کفش های حاج حسین شریعتمداری را آورد داخل اتاق و گذاشت پشت درب تا هم زیر آفتاب شدید اهواز نباشد و هم اینکه در رفت و آمدها کثیف نشود. وقتی بچه ها رفتن حاجی بلند شد و کفش هایش را گرفت و برد گذاشت بیرون توی آفتاب، گفت بذار کفش های من هم مثل بقیه بیرون باشه.

*طبق پیش بینی های ما و بنابر اسناد غیرقابل انکار هوا نزدیک ۵۰ درجه گرم بود،همه جوش آورده بودند و حتی “ایرج” راننده مان هم بدنبال بطری آب برای خنک کردن اتومبیلش بود اما شریعتمداری گفت: چای لطفا! کم رنگ باشه البته!

*حرف های شریعتمداری دو وجه دارد، وقتی با او حرف میزنی انگار یا داری سرمقاله میخوانی و یا گفت و شنود کیهان!

*لینک مطلب در مشرق نیوز

*لینک مطلب  در صراط نیوز

*لینک مطلب در جهان نیوز

*لینک مطلب در آتی نیوز

*لینک مطلب در مجله خانواده سبز

*لینک مطلب در پارسیــــــنه

*لینک مطلب در افکارنیوز

*لینک مطلب در عنوان نیوز

*لینک مطلب در بازتاب آنلاین

*لینک مطلب در فطـــــــرس

*لینک مطلب در سایت عشرت شایق

*لینک مطلب در سایت نهضت سبز نبوی

*لینک مطلب در سایت نقــــــد نیوز

*لینک مطلب در سایت افسران جنگ نرم

*لینک مطلب در سایت فریاد جوان

*لینک مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران

*لینک مطلب در هشدار نیوز

*لینک مطلب در فرقان

*لینک مطلب در زاهدان پرس

*لینک مطلب در سایت ایران روز

*لینک مطلب در سایت ایران دیپلماتیک

*لینک مطلب در شبکه نیوز

*




برچسب: ،،
ارسال شده در دلنوشته،سیاست نامه | نظرات (۹)

اقدام تامل برانگیز روزنامه اطلاعات! +عکس

تیر ۱۰م, ۱۳۹۰

اسماعیل معنوی/ پرده اول:

تعطیلی روزپنجشنبه فرصتی فراهم آورد تا سر و سامانی به اتاقم بدهم. روزگار مجردی، اشتغال و تحصیل در شهری دور از خانواده… نتیجه اش هم همین می شود که با رفقا نوبتی امر نظافت اتاق را اداره کنیم(اینم خودش یه مدیریته دیگه!)

پرده دوم:

وقتی مشغول مرتب کردن روزنامه های قدیمی بودم با صحنه جالب که نه، بلکه تکان دهنده ای مواجه شدم!

روزنامه اطلاعات که مدعی حضور ۸۴ ساله در صحنه اطلاع رسانی کشور است در روز ۲۱اسفند ۸۹ (شماره ۲۴۹۹۰-۲۰)عکس صفحه اول خود رابه دیدار رهبر عزیزمان با اعضای مجلس خبرگان اختصاص داد که البته شیطنت عکاس و یا دبیر سرویس مربوطه موضوع این نوشتار است.

همانطور که در تصویر مشاهده می کنید با -عرض پوزش- علی رغم اینکه عکس مربوط به خبر سخنرانی رهبر انقلاب می باشد و یا وجود حضور ایشان دراین جمع، محوریت و مرکزیت تصویر به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اختصاص داده شده !!

نکته جالب اینکه تیتر بیانات آقا را هم درخصوص لزوم رعایت اخلاق برگزیده اند و خود مرتکب عملی خلاف آن شده اند!

با توجه به سابقه بالای روزنامه اطلاعات و گستردگی مجموعه تهیه کنندگان آن بعید بنظر می رسد این موضوع از چشم مسئولان آن روزنامه پنهان مانده باشد(؟).

کلام آخر:

ترسـم نرسـی به کــــعبه ای اعــرابی       کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

مرکزیت عکس چه کسی را نشان می دهد؟!

*متن و عکس این خبر ر از اینجا در روزنامه اطلاعات بخوانید

ارسال شده در سیاست نامه | نظرات (۱)

نکاتی منصفانه درخصوص “ظهور صغری” !

خرداد ۲۲م, ۱۳۹۰

اسماعیل معنوی/  فردی میگفت: منافقین هدف اصلی شان از ترورهای دهه ۶۰ کشتن شخصیتها نبود، بلکه هدف اصلی آنان ایجاد فاصله بین محدوده زندگی مسئولین  با توده مردم بوده!

 چند روز قبل خبری درخصوص ادعای جریان انحرافی مبنی بر نزدیکی ظهور صغرای امام عصر (جان عالم فدای ایشان باد) (اینجا) در برخی سایتها منتشر شد که البته پس از مدتی دفتر رییس جمهور با انتشار تکذیبیه ای این خبر را رد کرد (اینجا) . در این بین برخی از روحانیون بزرگوار نظیر حجت الاسلام سعیدی(اینجا)، حجت الاسلام رهبر(اینجا)  و حجت الاسلام جمشیدی(اینجا) در خصوص بی مبنا بودن و واهی بودن اصل موضوع “ظهور صغری” موضع گیری کردند و بعضا طرح این مسئله را یک «مغالطه» و بدلیل «فاصله گرفته از اسلام فقاهتی» دانسته و معتقد بودند «باید به پیشانی کسانی که مدعی حضور در دوران ظهور صغری هستند مهر دروغگویی زد» +

  فارغ از تایید یا رد این خبر و یا اطلاعیه دفتر رئیس جمهور، ذکر دو نکته ضروری بنظر میرسد:

۱- درخصوص اصل ظهور صغری مباحثی از قدیم مطرح بوده که قابل تامل است، برخی معتقدند «ما در ظهور صغری امام زمان(عج) قرار داریم همانطور که برای حضرت مهدی علیه السلام یک غیبت صغری و یک غیبت کبرا است یعنی درست مانند آفتاب وقتی می خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشید پشت افق پنهان می شود ولی هوا نیمه روشن است و کم کم این روشنایی برچیده می شود و تاریک می شود برای ظهورش هم یک ظهور کبرا و یک ظهور صغرا است مانند موقعی که آفتاب می خواهد طلوع کند قرص خورشید هنوز پیدا نشده اما هوا نیمه روشن است و بعد خورشید دیده میشود مرحله غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغرا و هم ظهور کبرا دارد در ظهور صغری توجه مردم به امام زمان علیه السلام زیاد می شود و همه جا صحبت از امام زمان علیه السلام است و جلسات امام زمان علیه اسلام پرشور می شود و بحث های امام زمان علیه السلام همه جا را می گیرد وضع طوری می شود که مردم تشنه می شود و آماده می شوند ما تصور می کنیم که در این عصر و زمان ما ان شاء‌الله در بین الطلوعین ظهور حضرت مهدی علیه السلام قرار داریم» (باتوجه به پیدانکردن سند این جملات از درج نام گوینده معذورم، لذا میتوانید با جستجو در گوگل به نتایجی در مورد گوینده دست پیدا کنید لکن بدون درنظر گرفتن گوینده در اصل موضوع باید تامل نمود!) .

همچنین حجت الاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران و نویسنده معاصر که اتفاقا از افشاگران و منتقدین جدی علیه جریان انحرافی هم هست در مقاله ای درخصوص ظهور صغری اینگونه آورده اند «خداوند دوره غیبت صغری را قرار داد تا مردم آماده ورود به دوره غیبت کبری شوند ، به یقین با همان استدلال دوره ظهور صغری ایی نیز برای آماده شدن مردم جهت درک دوره ظهور کبری لازم است . دوره ای قبل از دوره ظهور اصلی نیاز است تا مردم ولایت پذیری را در آن تمرین کنند و با آمادگی وارد دوره ظهور کبری شوند» (اینجا)    نکته: بنده شخصا موارد فوق الذکر را از حاج اقای رسایی سوال کردم و ایشان دوباره همین موارد را تکرار کردند.

 

پایگاه اینترنتی ایکس-شبهه در پاسخ به یکی از کاربران خود که باطرح سوال «ظهور خفی یا ظهور صغری چیست؟» خواستار توضیحاتی در این زمینه شده بود آورده است: +

«برای شناخت بیشتر از مقوله‌ی «ظهور خفی»، لازم است ابتدا دانش و بینشی واقعی و به دور از خرافه‌های سنتی و مدرن نسبت به ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف داشته باشیم.

ظهور، در مقابل «غیبت» قرار دارد و غیبت آن حضرت (عج) نیز غیبت وجودشان نیست. چرا که ایشان در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمدند و هستند و هم چون سایر ائمه (ع) در زمان حیاتشان به امور امامت و ولایت و رسیدگی به حال مردمان و به ویژه شیعیانشان هستند. بلکه «ظهور» امری کاملاً سیاسی و مربوط به حکومت الهی و جهانی ایشان می‌باشد.

اما، این ظهور حادثه‌ای مانند زلزله یا رعد و برق نیست که به ناگاه اتفاق بیافتد. بلکه یک جریان است که هر لحظه به نقطه‌ی اوج خود که به آن «ظهور» می‌گوییم نزدیک‌تر می‌شود. لذا هر لحظه و هر گام، لحظه و گامی از ظهور است.

دقت شود که از انحرافات تحمیل شده بر مسلمین، فقط تجزیه کشورها و یا امت‌هایشان نیست، بلکه اعتقادات را نیز تجزیه کرده‌اند تا کسی نتواند درست فکر کند و راهی را برای رسیدن به یک هدف درست بپیماید. به ما القا کرده‌اند که حوادثی چون: مرگ، قیامت یا ظهور، اتفاقات جداگانه‌ و بی‌ارتباط با مایی هستند که زمانی حادث خواهند شد، در حالی که هر کدام از آنها یک زنجیره و کلاً زنجیره حیات و تحقق اهداف الهی در آفرینش را تشکیل می‌دهند. هر لحظه‌ای که می‌گذرد، مرحله‌ای از مرگ صورت می‌پذیرد، چنان چه یک سال، یا یک دقیقه یا یک لحظه‌ی پیش ما مرده است و این حرکت زمانی به قدم و لحظه‌ی آخر خود می‌رسد. قیامت نیز همین‌طور است. و ظهور نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر گامی، هر لحظه‌ای، هر حادثه‌ای، حلقه‌ای از حلقه‌های «ظهور» است و زمانی به حلقه‌ی آخر یا گام آخر که قیام علنی ایشان از کعبه است می‌رسیم.

لذا، «ظهور خفی» همین گام‌های نزدیک به ظهور است. ظهور خفی، همین بیداری ملت مسلمان و به ویژه شیعیان ایران، انقلاب و استقرار نظام سیاسی و حکومتی اسلامی در این کشور، پذیرش و حمایت از ولایت و رهبری فقه و فقیه توسط مردم، بیداری ملت‌های مسلمان جهان و قیام آنها بر علیه حکام جور و اسلامخواهی، بیداری سایر ملل جهان و اعتراض به دستگاه‌ها و سیستم‌های حکومتی کفر و ظلم و … می‌باشد. ظهور خفی همین تقویت فرهنگ مجاهدت و شهادت‌طلبی مسلمانان جهان است. ظهور خفی بیرون افتادن چهره‌ی شیطانی کفر از پشت نقاب‌های رنگارنگ به نام «علم، تکنولوژی، ایسم، انسان‌دوستی، حقوق بشر، دمکراسی و …» می‌باشد.»

نکته ۲- نگارنده این سطور مدتهاست نسبت به اظهارت اقای مشایی نگاه نقادانه داشته و اکثریت آن را انحرافی و بسیار مرموزمی داند و برای نمونه اینجا و اینجا نیز درخصوص آن نکاتی نوشته است. اما مسئله ای که موضوع اصلی این وجیزه میباشد در واقع نوع واکنش برخی دوستان انقلاب به اینگونه اخبار و تحرکات جریانات است. وقتی چند عالم دینی مشهور در خصوص بحث ظهور صغری از سالها پیش اظهار نظر کرده اند و بعضا انقلاب اسلامی را نقطه آغاز ظهور صغری دانسته اند چرا برخی دیگر اینگونه نسبت به ان موضع انفعالی می گیرند و آن را “مغالطه” می خوانند؟! آیا اگر شخصی بجز لیدر جریان انحرافی-که در انحرافی بودن عقاید وی هیچ شکی نیست- این مسائل را مطرح میکرد-که کرده اند!- بازهم اینگونه موضعگیری شتابزده میکردیم؟ آیا این بازی کردن در میدان دشمن نیست؟ آیا اگر مشایی -که در انحراف عقیدتی وی هیچ شکی نیست- یکی از اصول دین را مطرح کند باید آن را انکار کرد؟ آیا نباید گمان کرد که این خود یکی از حربه های جریان انحرافی برای خدشه وارد کردن در باورهای دینی جامعه باشد؟!

***

پاورقی:  کیهان فرهنگی/مهر ۱۳۸۶/ شماره ۲۵۲   از اینجـــــا ببینید

 مطالب مرتبط:

آیا میتوان نام “انحرافی” را بر جریان مشایی نهاد؟!

تفاوتهای ساندیس خورهای دیروز و امروز+عکس

برچسب: ،،،،،،،،،،،،،،،،
ارسال شده در سیاست نامه | نظرات (۱۸)

از نود سیاسی تا سیاسی کاری نود!

خرداد ۲۲م, ۱۳۹۰

یادداشت دوست عزیزم اقای ارسلان ظاهری بیرگانی (وبلاگ سنگر باقیمانده) پیرامون برنامه نود:

بعضی براین باورند تنها برنامه ای در صدا و سیما که به طور تخصصی و بدون سانسور به یکی از مسایل کشور یعنی فوتبال می پردازد برنامه نود عادل فردوسی پور است!

عده ای می گویند این برنامه ” زنده است به حاشیه” و گاهی که حاشیه ای در فوتبال نیست فردوسی پور خوب می داند که چگونه حاشیه بسازد.

 آنها معتقدند که همراه‌داشتن حداکثری تماشاچی دائمی، در اختیار داشتن طولانی‌ترین زمان پخش، مشارکت‌دادن بیشترین شخصیت‌های حقیقی و حقوقی در اجرای برنامه، مستظهر بودن به عالی‌ترین درجات حمایت سازمانی، بهره برداری از بازترین آنتن زنده ، گره خوردن به یکی از پر اتفاق‌ترین و حاشیه دارترین پدیده های اجتماعی یعنی فوتبال موجب گردیده است تا برنامه نود از قالب یک برنامه ورزشی فراتر رود.

آنها می گویند در دهه‌ای که نود روی آنتن سیمای جمهوری اسلامی ایران بود نه تنها فوتبال ایران، پیشرفت چندانی نکرد و هر هفته نسبت به قبل دچار عقبگرد شد؛ بلکه این برنامه تبدیل به سنگری کارآمد برای زیر سوال بردن ارزشها، اخلاقیات، خط قرمزهای نظام جمهوری اسلامی ایران و … شده است و در بیان مصادیق این موضوع هم ورود به مباحثی چون عملکرد دولت و مجلس، پارازیت ماهواره‌ها، رسمیت دادن تلویحی به “روز ولنتاین” و قبح زدایی از این مناسبت انحرافی، تبلیغ فیلم سینمایی “جدایی نادر از سیمین”، تمسخر فیلم “اخراجیها”، تمسخر تعطیلات اعلامی توسط دولت، مسئله دوپینگ در وزنه‌برداری، انتخابات آینده شوراها و مجلس شورای اسلامی، سفر استانی رییس جمهور به اردبیل ، برگزاری مراسم ختم و عزاداری در شب میلاد حضرت زهرا (س) و… را عنوان می کنند.

آنها همچنین متعجب اند که چگونه برای قربانیان فاجعه ژاپن در استادیوم آزادی ادای احترام می شود ولی سخنی از غیرت جوانان ایرانی که برای حمایت از مظلومان بحرین در استادیوم‌ها حاضر شدند در رسانه ملی و برنامه۹۰ گفته نمی‌شود و شگفت زده‌اند که مجریان سیمای جمهوری اسلامی ایران در سخن گفتن از آمال و علایق غربزده شان آزادند ولی آرمان ها و شعائر انقلابی در غربت و انزوا به سر می برند.

نگارنده معتقد است :

در اینکه نود برنامه ای پرطرفدار و جوان پسند است و این توانایی را دارد تا در ساعاتی پربیننده مردم را از تماشای ماهواره ها به خود جذب کند شکی نیست، لذا فرصتی است که باید بعنوان یک سوپاپ اطمینان از آن استفاده کرد.

اما آیا عادل فردوسی پور که خود مدام بر “عدم دخالت سیاسیون در فوتبال” اصرار دارد، می تواند در سایه تساهل و چراغ سبزهای مکرر مسئولان صدا و سیما و شبکه سوم، همچنان با عبور از خط قرمزهای اخلاقی و شرعی و نشان دادن صحنه‌های نامتعارف و ورود به مسائل سیاسی ، با زیرکی آراء و افکار خاص غیرفوتبالی خود را در پوشش مسائل فوتبالی به افکار عمومی تلقین کند؟

شاید عدم تحقق وعده مهندس ضرغامی در راه اندازی یک برنامه نود سیاسی (بعد از تعطیلی برنامه وحیدیامین پور) ، فردوسی پور را به این فکر انداخته تا خلاء موجود را پر کند! به تعبیر دیگر “آنقدر نود سیاسی نیامد تا نود سیاسی شد!”

به همین خاطر است که در کنار خیل دوستداران این برنامه، طیف قابل توجهی از منتقدان نیز شکل گرفته اند که در خصوص هیچکدام از برنامه های تلویزیون مشابهی برای آن یافت نمی شود.

در پایان باید گفت اگر برنامه نود بخواهد به همین رویه خود ادامه دهد بزودی باید منتظر گوشه و کنایه ها و دخالت های فردوسی پور در مسائل و موضوعات متنوعی همچون طرح برخورد نیروی انتظامی با بدحجاب ها، حمایت از جریان انحرافی، انرژی هسته ای ، سهمیه نفت اوپک، ریشه های قیام مختار، علت انفجار پالایشگاه آبادان، نحوه توزیع یارانه ها و … باشیم!!!

برچسب: ،،،،
ارسال شده در مهمانسرا | نظرات (۳)

خامنه ای، خمینی دیگر نیست!

خرداد ۱۴م, ۱۳۹۰

عکس: صفحه نخست ویژه نامه نشریه ۹دی بمناسبت سالگرد عروج روح خدا

کاش روزی فرصت کنم و کتابی بنویسم در مورد ضرب المثلها و شعارها و”بقول معروف” هایی که آدرس غلطی را به مخاطب میدهند.

کله ام سوت میکشد وقتی کسی میگوید” گرخواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو”

یعنی خمینی با آن همه یادی که به نیکی از او میکنیم میبایست همرنگ جماعت میشد و در بهترین حالت مشغول درس خارجش در فیضیه میشد.

اما امشب قرار است از یک شعار برایتان بگویم. شعاری که دیگر همه آن را برای تجلیل از رهبرمان بکار میبرند. “خامنه ای خمینی دیگر است”. به نظر من اصلاً هم اینطور نیست و خامنه ای خمینی دیگر نیست. اشتباه دقیقا همین جاست، خامنه ای همان خمینی است نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

البته به قول نویسنده قطعه ۲۶ خامنه ای یک “آه” از خمینی بیشتر دارد که انهم بنظرم از دست ما باشد این “آه”!

ذهنم را ورق میزدم تا دلیلی مستند برای خمینی بودن خامنه ای بیاورم…  نمیشود…باورکنید سخت است توصیف زیبایی گل، دشوار است فهماندن وجود آب به ماهی و لذا فکر کنیم و اگر توانستیم دلیلی برای خمینی نبودن خامنه ای بیابیم.

خامنه ای خمینی دیگر نیست، خامنه ای همان خمینی است!

ارسال شده در خبر نامه | نظرات (۱)

گاومیش آباد!

خرداد ۹م, ۱۳۹۰

نکته: جملات زیر هیچ ربطی به یکدیگر ندارند، یا لااقل قرار نیست داشته باشند!

*اینجا گاومیش آباد است!

*قرار است همین روزها یه خبرهایی بشه…

*زمین بی تاب دیدار یار است

*نجف زاده از اعماق معدن گزارش میدهد

*بازهم بدون اجازه از جیب علی برای بستنی پول درآوردم، بین الاحباب است دیگر!

*انگشت شصت پایم درد میکند

*خورشید می درخشد

*گزارش شماره ۲ نجف زاده، اینبار در گاومیش آباد دنبال عدنان میگردد

*پیرزنی با بشکه های آب تصفیه شده

*اینجا گاومیش آباد است…

*…

* تابناک از استقبال گرم لرستانی ها از سردار دکتر حاج محسن رضایی گزارش تصویری میدهد.

*دیشب نوبت دندانپزشکی داشتم

*یادم آمد، ۲۸ فروردین ۸۷ احمدی نژاد در جمع مردم قم  از مافیای واردات سیگار پرده برداشت +

*استاد پناهیان در مورد نزدیکی ظهور سخنرانی مستدلی داشت

* کاش ۱۰۰ تا مثل پناهیان داشتیم.چه میشد…(البته داریم، اما ۱۰۰ تا نیستند)

*آب اهواز طعم بدی دارد

*راستی مردم که از آب تصفیه استفاده میکنند، گاومیش ها برای شنا چطور؟!

*تب و تاب انتخابات مجلس آغاز شد

* نماینده ها به دیدار آقا رفتند، به منابع قدرت و ثروت نزدیک نشوید!

*اینجا گاومیش آباد است…

 

ارسال شده در دلنوشته،سیاست نامه | نظرات (۲)

من اینجا فقط “اسماعیل معنوی” هستم!!

خرداد ۷م, ۱۳۹۰

به خدا، به پیر، به پیغمبر… اگر در این وبلاگ مطلبی نوشته میشه صرفا دیدگاه شخصی من است و اینجا تریبون و سخنگوی هیچ شخصیت محترم دیگری نیست! لذا دوستان لطف کنند بیخیال برخی موارد حاشیه ای بشوند.

اساسا من به قول یکی از رفقا اینجا نه تنها فقط “اسماعیل معنوی” هستم بلکه بشدت “اسماعیل معنوی” هستم!

همین.

راستی یه نکته: کم کم بوی انتخابات مجلس به مشاممون میرسه و …

ارسال شده در دلنوشته | نظرات (۲)

آیا میتوان نام “انحرافی” را بر جریان مشایی نهاد؟!

اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۰

همیشه با خودم میگفتم واقعا در قضیه فتنه سبز مگر چقدر ابهام وجود داشت که برخی لغزیدند؟ به نظرم ماجرا خیلی شفاف بود. البته برخی لغزش ها در تشخیص نبود بلکه در اقدام بعد از تشخیص بود، مثلا آنهایی که فتنه را فهمیدند و سکوت کردند و یا آنهایی که همیشه دوست دارند نقش پدری و رهبری را ایفا کنند-مگه مملکت چندتا رهبر و پدر میخواد؟!- البته شاید هم بخاطر گذر زمان است که اینگونه فکر میکنم، کسی چه می داند؟!…

اما حالا این فتنه جدید که بوسیله جریان انحرافی شکل گرفته بنظرم خیلی غبار آلودتر و مبهم تر از فتنه سبز است. البته اگر بتوان اسم این جریان را جریان انحرافی گذاشت، در صورتی میتوان به جریانی که مشایی سرکرده آن است انحرافی گفت که در ابتدای راه سالم بوده باشند. مثلا اگر این جریان از ابتدا عمداً بدنبال تزلزل در کشور بوده خب دیگر نمیتوان اسمش را انحرافی گذاشت چون از اول در صراط مستقیم نبوده که حالا بخواهد منحرف  شده باشد!!! لذا در آن صورت اسم”نفاق” بیشتر برازنده این جریان خواهد بود.

کسی را به یاد ندارم  و به گمانم حتی گوگل هم که حالا از همه چیزمان خبردار است نمونه ای نخواهد یافت که شخص و یا جریانی در مقابل علمای راستین و عامل بایستد و عاقبت بخیر شود و یا حتی پیروزی ظاهری بدست آورد..

ببینید رفقا ما نباید اشتباهی که نسل گذشته در سال ۷۵ درمقابل خاتمی مرتکب شدند را تکرار کنیم و خودمان با دست خود از طرف مقابل چهره محبوب بسازیم.  اما برخی مواضع را نمیتوان بی حساب دانست مثلا من حساب علامه مصباح را از خیلی از عزیزان و علمای دیگر جدا میدانم و نوع تقابل ایشان با این فرقه برایم نشان از عمق فتنه دارد. ایشان درتازه ترین موضع گیری شان گفته اند: «حال اگر کسی ریاست، پول و سوابق داشته باشد و خدمات دولت نهم و دهم نیز در اختیار او قرار گیرد و چه بسا رئیس جمهور هم بگوید هر چه دارم از او بوده است چه تأثیراتی می‌تواند داشته باشد؟! ….امروز یک مقام رسمی کشور، بیاید و مطرح کند که دیگر دوران تعریف از اسلام و شعار اسلامی گذشته است، پلورالیسمی است که در گذشته سایه آن را نیز با تیر می‌زدیم.»   منبع+

 همان زمانی که مشایی در جلسه ایرانیان مقیم خارج آن حرفهای انحرافی را زد واقعا حس بدی داشتم وبه سهم خود نقدش را هم نوشتم(اینــــــــــجا) اماحالا ماجرا فرق کرده ! وقتی کسی مثل ایت الله مصباح اینگونه شفاف موضع بگیرد و بگوید: «البته با عنایت خداوند و هوشیاری مقام معظم رهبری و بیداری مردم، این امر اتفاق نمی‌افتد اما دلیل هم ندارد که ما سکوت کنیم و به وظیفه خود عمل نکنیم.» منبع+

   بنظرم برخی که  به هزار دلیل خودساخته موضع روشنی مقابل این جریان نمیگیرند حجت برشان تمام است و نباید کار را بجایی برسانند که بازهم ندای “این عمار” از امـام شنیده شود…

پاورقی:

به کوری چشم گویانیوز، جرس و بالاترین و همه دنباله های داخلی شان ما امروزه بیش از هر زمان دیگری بر اصولگرا بودن و ولایتمدار بودن خودمان افتخار میکنیم و یک تار موی احمدی نژاد(با همه نقدهایی که بر وی وارد میدانیم) را به ادم هایی همچون موسوی و کروبی نمیدهیم. درعین حال کثیف بودن جریان ضد انقلاب دلیل نمیشود که از نقد جریانات داخلی و بعضا آنهایی که ممکن است با بیرون هم ارتباط داشته باشند کوتاهی کنیم!

 

علامه مصباح یزدی: هشدار در مورد تکرار سناریوی علی‌محمد باب/ دلیل ندارد سکوت کنیم

آیت الله علم الهدی: مشایی ‘بیّن‌الغی ‘ و منحرف است

آیت الله صدیقی: اطاعت از ولی فقیه بر رئیس جمهور واجب است/ منتظر اقدام عملی هستیم

حجت الاسلام پناهیان: باید از ولیجه ها پرهیز کنیم

حجت الاسلام حاجتی: نمی‌شود کسی از امام‌زمان(عج) دم بزند و کاری با ولایت‌فقیه نداشته باشد

برچسب: ،،،،،،،
ارسال شده در سیاست نامه | نظرات (۲۰)