فال حافظ

فال حافظ

بالابلند عشوه گر نقش باز من
ديدي دلا که آخر پيري و زهد و علم
مي ترسم از خرابي ايمان که مي برد
گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق
مست است يار و ياد حريفان نمي کند
يا رب کي آن صبا بوزد کز نسيم آن
نقشي بر آب مي زنم از گريه حاليا
بر خود چو شمع خنده زنان گريه مي کنم
زاهد چو از نماز تو کاري نمي رود
حافظ ز گريه سوخت بگو حالش اي صبا
کوتاه کرد قصه زهد دراز من
با من چه کرد ديده معشوقه باز من
محراب ابروي تو حضور نماز من
غماز بود اشک و عيان کرد راز من
ذکرش به خير ساقي مسکين نواز من
گردد شمامه کرمش کارساز من
تا کي شود قرين حقيقت مجاز من
تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من
هم مستي شبانه و راز و نياز من
با شاه دوست پرور دشمن گداز من

تعبیر فال : این غم و اندوه و رنج، روزی به پایان می رسد. به شرط آنکه بدانی نقاط ضعف تو در چه بوده است. عوامل بازدارنده و شکست خود را بشناس. با فریب کاری و ریا، هیچکس به مقصود خود نمی رسد. بهتر است که صادقانه به اراده ی خود و کمک خداوند ایمان داشته باشی.

برای گرفتن فال حافظ مجدد لطفا کلیک کنید.

Copyright © 2012 - 2018 | تمامی حقوق این وب سایت برای maanavi.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:maanavi.ir